تبليغاتX
سقف

گل گلدون من...تولدت مبارک...
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 19:18

 

سلام قهرمان...

چهل روزه که رفتی،چهل روزه که من... ما... تنهاییم...راستی چهلمین روز رفتنت روز تولدتم هست،جشن تولدت اونم بدون خودت...!

از خدا ممنونم به خاطر آفریدنت اما رفتنت...

روز تولدت رو به همه،به خودم،به طرفدارات،به صمد و... به خودت تبریک می گم.همیشه هستی...ماندگار ورزش ایران...

به سلامت! سفرت خوش! ای یگانه یاور من!

-----------------------------------------------------------------------------

عجیب هوای این ترانه رو کردم!!!

گل گلدون من

گل گلدون من، شکسته در باد/ تو بیا تا دلم، نکرده فریاد

گل شب بو دیگه، شب بو نمیده/ کی گل شب بو رو از شاخه چیده

گوشه ی آسمون، پر رنگین کمون/ من مثل تاریکی، تو مثل مهتاب

اگه باد از سر، زلف تو نگذره/ من میرم گم میشم تو جنگل خواب

گل گلدون من، ماه ایوون من/ از تو تنها شدم، چو ماهی از آب

گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو/ من شدم رودخونه، دلم یه مرداب

آسمون آبی میشه اما گل خورشید/ رو شاخه های بید، دلش می گیره

دره مهتابی می شه،اما گل مهتاب/ از برکه های آب، بالا نمی ره

تو که دست تکون می دی/ به ستاره جون می دی

می شکفه گل از گل باغ

وقتی چشمات هم میاد/ دو ستاره کم میاد

می سوزه شقایق از داغ

گل گلدون من،ماه ایوون من/ از تو تنها شدم، چو ماهی از آب

گل هر آرزو،رفته از رنگ و بو/ من شدم رودخونه،دلم یه مرداب 

 

نوشته شده توسط نازنین | موضوع: آیدین نیکخواه بهرامی(بسکتبال) | لینک ثابت |
زنده باد آیدین...
چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 12:41

می خواستم درباره ی حکم بنویسم،فیلم مورد علاقه ام،اما...فوت بازیکن محبوبم شادی ناشی از دیدار با حکم را از من دور کرد.

دوستان می گویند همیشه اتفاقات خوب زمانی می افتد که اصلا انتظارش را نداری،اما این اتفاق بد(نه خوب)برای شخصی که اصلا انتظارش را نداشتم در بدترین زمان افتاد!

"بسکتبالیست با ارزش کشورمان آیدین نیکخواه بهرامی در یک سانحه ی رانندگی جانش را از دست داد!"

باور کردنی نیست،نبود آیدین در زمین،جای خالی آیدین در تیم ملی و صبا،باور کردنی نیست پرواز آیدین،بلندترین پروازش...آن هم در شرایطی که شدیدا انتظار المپیک را می کشید و ما انتظار پرتاب های سه امتیازیش را در بازی ها.همان پرتاب هایی که تیم ملی را به المپیک رساند...پرتاب های آیدین...پرتاب های سه امتیازی آیدین...آیدین...!خاطره ها می آیند،اما نمی روند!چند ثانیه ی پایانی فینال:پاس کاری زیبای بچه ها،آیدین هم بود...سوت پایان و خوشحالی همه،باز هم آیدین بود...آیدین بر دوش حامد برای برداشتن یادگاری از این قهرمانی شیرین...و حالا...ما سردرگم داشتن یادگاری از آیدین!

آیدین عزیز دیدن  بازی های المپیک بدون حضور تو دردآور است،بعد از ۵۹ سال با تو به المپیک رسیدیم اما بدون تو المپیک را تجربه می کنیم."المپیک ما داریم میایم" این حرف تو و صمد بود،هر دو با هم...چرا روی حرفت نماندی؟چرا رفتی؟چرا؟چرا هوای سرد را برای سفرت انتخاب کردی؟مگر نمی دانستی که خاک ذاتا سرد است،چه برسد زمستان هم باشد.میزبانی قطعه ی قهرمانان از تو زود بود،خیلی زود...این حرف به خاطر نیازمان به تو نیست،نه،به خاطر خودت،به خاطر آیدین نیکخواه بهرامی!قهرمان زیرکیت را تحسین می کنم!در اوج رفتی و ماندگار شدی،فراموش نمی شوی،یعنی اجازه نمی دهیم که فراموش شوی!بازی های المپیک را با یاد تو و پیراهن باارزشت دنبال می کنم تا عدم حضورت در زمین را حس نکنم!اما نه،هستی،همیشه،همه جا،نام بسکتبال ایران با قهرمانش گره خورده...قهرمان آیدین...قهرمان آیدین نیکخواه بهرامی!

زنده باد آیدین...

مصاحبه ی قدیمی با صمد و آیدین نیکخواه بهرامی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نازنین | موضوع: آیدین نیکخواه بهرامی(بسکتبال) | لینک ثابت |